فاطمه رجبی که دیگر مشکل روانی او برای کسی پوشیده نیست و در سایه مسئولیت همسرش و وابستگیش به احمدی نژاد هرچه از دهان پاره اش و قلم کثیفش بر می آید بدون هیچ ابایی منتشر میکند در نوشته ای در سایت انصار نیوز به کثیف ترین صورت ممکن به آقایان خاتمی و موسوی حمله کرد که در ادامه مطلب همراه با جوابیه نویسنده سایت عبرت میتوانید بخوانید و بر تلاطم دریای خشمتان افزوده شود. این پست فرقی با دیسکاویری یا شاتل شهر بازی نمیکند اگر ناراحتی قلبی و امثالهم دارید مطالعه نفرمائید 
فاطمه رجبی پس از درک قطعی نتایج ، به هیجان آمد : موسوی و خاتمی بیهیچ اغماض محارب و مفسد فیالارض
هستند
گاهی انسان از گفته های برخی مسلمانان متعجب می شود و بهتش می
زند ، گاهی آدم شرم می کند نام آدمی را بر روی برخی بگذارد و آنها را با نامهای
مقدس صدا بزند ، گاهی فکر می کنم ما را چه شده است و چرا برای ماندن ،و زیستن باید
گوشهایمان را به صدای سگان و پارس گویان عادت بدهیم ، گویی در این ایام سنگها بسته
شدند و سگها رها ، و افسوس که در این اوضاع عجیب و قریب باید سکوت کرد و برخی نیز
همین روش را برگزیده اند
راستش در این روزهای پیچیده و عجیب و غریب قصد نداشتم نه
بنویسم و نه بگویم ، از روزی که رهبری در نماز جمعه سخن گفتند ، نیز تصمیم بر همین
رویه داشتم اما امروز مطالب ،سایتی بنام انصار نیوز که نام مقدسی را یدک می کشد مرا
واداشت که روزه سکوت را شکسته و قدری بنالم
که ملت : من از خون شهیدان شرم
دارم که خلقی را به خود سرگرم دارم
چگونه در مملکت اسلامی و در زمان حاکمیت دین ، زنی از طرفداران
رئیس جمهور و همسر سخنگوی دولتش و وزیر دادگستری کشور به خود اجازه می دهد ، دهانش
را به هر یاوه گویی باز کرده و اینگونه بی پروا برای کشتن و محاربه و افساد فی
الارض فتوا صادر کند و حکم بدهدو مردم را بشوراند و زمینه ساز کشتار و مجازات
اشخاصی شود که مقام معظم رهبری آنان را فرزندان درون نظام می نامد
درست است که او زن و ضعیفه است اما اکنون کسی باید به میدان
آمده و به دهانش بکوید که این چرندیاتی که بنام اسلام و دین منتشر می کنی ، بیشترین
صدمه را به نظام و کشور می زند و این شبهه را افزایش می دهد که شاید ، دستنوشته های
امثال تو در خلوتگاههای ناپیدا مبدل به رای شده است
چگونه به خود اجازه می دهی تا اینگونه بر سادات جلیل القدر
کشور بتازی و با یاوه سرایی موجب وهن همه دلسوزان نظام شوی ، امیدوارم حرفهایم را
خوب مطالعه کنی و قدری به خود آیی و چنانچه غیرتی در اطرافت مشاهده کردی ، مهر بر
دهانت بکوبی یا بکوبند و بیش از این حرف نزنی
دیروز نوشته ای :
یک.
امر مسلم بر ملت آن است که هاشمی رفسنجانی، پس از چند دهه جمع و حفظ
ثروت و قدرت، به قصد انتقام از ملت و احمدینژاد، در چهارسال گذشته، لحظهای درنگ
نداشته است. علاوه بر همه تهدیدسازیها و تخریبگریها ورود فتنهگرانه او در
انتخابات، چنان ویرانگر بود که میتوان سخن مقام معظم رهبری را در مورد او دانست که
واژگان «خائن» یا «غافل» را به کار بردند. کافی است اشاره شود که هاشمی در هفتههای
آخر مانده به انتخابات، بحث «تقلب»، «کمیته صیانت از آرا» و «عدم مشارکت گسترده» را
مطرح کرد. که به گفته او به «حاکمیت اقلیت» منجر میشد.
نزدیک به انتخابات بر هاشمی، مانند ایادی او محرز گردید که بار دیگر
خداوند اراده فرموده تا معجزهای دیگر خلق شود، و بار دیگر مافیای قدرت و ثروت که
به نام اسلام، آبروی اسلام و نظام اسلامی را به معامله گذارده است، رسوا و از صحنه
به در شود. از این روی هاشمی به بهانه اشاره ناچیز احمدینژاد به مفاسد خانوادهاش،
دست به نگارش یک ننگیننامه زد. او غافل از آن بود که در آن نامه، «طرح شوم
براندازی پس از انتخابات» را لو داده است. موضعگیری آگاهانه و شجاعانه آیت الله
یزدی پرده از ماجرا برداشت و فتنه آماده شده در خیمه فتنهگران را افشا
کرد.
یک. مگر تو معتقد به
ولایت و رهبری نیستی ، مگر رهبری آنچه ضروری بود نفرمودند ، ایشان فصل الخطاب بودند
، برای تو ، برای معتقدین ، چه ننگین است روزی که افرادی مانند تو سخنان معظم اله
را ترجمه نمایند
دو.
به محض اعلان آرای ملت، و پیروزی احمدینژاد با بیش از 5/24 میلیون آرای
پاک و فاطمی، خانواده هاشمی به محاربه با نظام اسلامی برخاسته است. عفت مرعشی در
روز انتخابات وقیحانه سرکردگی جنایات روزهای بعد را عهدهدار شد، و در برابر
دوربینهای خارجی امر کرد: "در صورت پیروزی احمدینژاد، یعنی «راینیاوردن موسوی»
مردم به خیابانها بریزند." تا اینجای قضیه هم هاشمی و هم همسرش دو مجرم اصلی در
طراحی و فرماندهی قتلها و جنایاتی هستند که با اجرای موسوی و خاتمی به انجام
رسید.
دو. این مجرمین که از
آنها نام می بری ، زنده اند و مملکت قانون دارد و برای مجازاتشان راه کار گذاشته
است و اگر شکوائیه ای بود اکنون ، مجریان انرا تعقیب می کردند
سه.
حضور فائزه هاشمی، این دختر مشهور هاشمی همراه با خواهر و برادرانش در
آشوبهای خیابانی امری غیرقابل انکار است. این افراد سردستگی جنایتکاران حامی موسوی
را پذیرفته، بر روی ماشین رفته حضور اوباش در خیابانها را دستور دادند، یعنی دستور
به آدمکشی، دستور به آتشسوزی و دستور به تخریب. یا در میان هواداران موسوی عامل
تحریک و تهییج شدند. لحظاتی کوتاه از تلویزیون جمهوری اسلامی، تصویر فائزه نشان
داده شد که با فرمان آشوب و جنایت روی زنان دربار ننگین پهلوی را سپید میکرد! چرا
که آن زنان فاسد، در طول انقلاب اسلامی اینگونه شخصا برای آدمکشی و آتشسوزی و
ویرانگری، وارد میدان نشدند. اما میتوان رفتار این خاندان را با زنان و مردان
منافق یکسان دید که در عملیات مرصاد یا درگیریهای خیابانی وارد شدند و
...
و مگر نفاق و منافق مهری است که تنها بر پیشانی یک گروه
میخورد؟!
سه. بر این باورم که همه
شما در کنار سفره رفاه و سبدهای پر از میوه زیسته اید و همین بس که تو اینهمه یاوه
می گویی و سخنان ابلهانه می زنی و هیچکس دهانت را نمی بنند و به گوشه ای نمی راندت
و از همه مشکلات مصونی ، اما کافی است کودکی زبون ، سخنی بر خلاف ایده افرادی مانند
تو بگوید ،دمار از روزگارش در می آورند
البته ما نسل جنگ و جهاد هنوز زنده ایم و اجازه انحراف به هیچکس نمی
دهیم ، چه تو و چه هر ابله و دیوانه و دروغگوی دیگری
چهار.
دستگیری فائزه هاشمی به همراه دخترش و سه زن دیگر از این خانواده بیانگر
آن است که این خاندان دارای مسائل اقتصادی و سیاسی بیش از آنچه مردم میدانند،
هستند و بیش از آنچه مردم میدانند با اسلام و نظام اسلامی و ملت اسلام، دشمنی
میورزند و بیش از آنچه قابل انتظار بود تشنه خون هستند و دوستدار جنایت. اما چرا
باید تبعیض در این مورد هم مانند سیسال گذشته این خانواده را از اجرای قانون فراری
دهد، یا آنها را مانند گذشته در حصار آهنین مافیایی جای داده، جریتر و گستاختر
بنماید. عدالتی که احمدینژاد برای آن قیام کرده و ملت او را مجری آن میدانند،
اتفاقا به همین تبعیضگرایی تولیدکننده مفسدان سیاسی اقتصادی توجه دارد که سر از
محاربه در آوردند و به عنوان مفسدان فیالارض قد علم کردند.
چهار.آنها ممکن است بنابر
گفته های تو به مال کسی تعرض کرده باشند ، که ما نمی دانیم ، اما امثال تو به همه
چیز مردم که در راس آن فکر و اندیشه مردم است تجاوز کرده و بر آن حکم می رانید ،
عدالتی که تو از آن سخن می گویی ، تاکنون منشاء دهها دروغ و کناره گیری مراجع معظم
تقلید از آن بوده ، نکند دروغ و بازی با کلمات و دین نیز بخشی از فرهنگ امثال شما
برای ظهور آقا امام زمان است
اینها که نام بردی وقتی حاکم بودند معجزه
هزاره سوم به راحتی از صندوق در آمد ، اس ام اس ها قطع نشد ، اینترنت کند نشد و
خونی از دماغ هیچکس ریخته نشد و همین هاشمی قدرتمند ، سکوت کرد و ننالید و کسی با
اسلحه کالیبر پایین متعلق به فرد در کوچه های خلوت به خون
نغلطید
پنج.
موسوی و خاتمی بیهیچ اغماض محارب و مفسد فیالارض هستند، دستان آنها به
خون دهها بیگناه از مسلمانان آغشته و سینههاشان مملو از خونهایی است که در
محاربه با نظام اسلامی ریختند. ویرانگری و آتشسوزی، در قبال قتلهایی که مستقیما
به گردن آنهاست بیارزش است. با این وجود موسوی و خاتمی مسوول مستقیم آن خسارات
گزاف هستند که در کودتای لجنی و رسوای این پیرمردهای شوم به دولت و ملت وارد
شد.
سبز لجنی موسوی، این ناسید قاتل و جنایتکار، سبزی بود که علیه اهلبیت و
اهل ولایت عَلَم شد و چنانکه شایسته شخصیت موسوی بود، بر دُم گربه و گردن سگهای
حامیانش آویزان. موسوی و خاتمی قطعا باید به مجازات برسند. مجازات دهها قتل، که یک
قتل برای اعدام کافی است. موسوی «دجال» است، و طبق روایت امیرمؤمنان، سبز بر دوش و
سر حامیانش، بر جنگ با امام عصر عجلالله تعالی فرجه الشریف، علامت آشکار
اوست.
اینک احمدینژاد، پرچمدار و منادی و مروج ظهور در یکطرف و موسوی دجال
در روبهروی او. موسوی شکست خورد. شکستی رسوا، اما قانون، نمیتواند و نباید،
آدمکشیهای او را نادیده بگیرد.
اگر چنین باشد، صاحبان «دم»
شهدایی که به دست این جنایتکاران و با اطلاعیههای آنها جان باختند، در
برابر مجریان قانون خواهند ایستادند
پنج . اف بر این روزگار و صد نفرین بر زمانه ای که
موجودی مانند تو در خیابانها راست راست بگرددو در خانه شیک و مدرن متکی بر حفاظ
زیست کند و بعد دم از مردم بزند ، مردم را دیده ای ، می شناسی ، همه مردم انهایی
نیستند که تو می شناسی و از آنها سخن می گویی
مردم آنهایی هستند که به خود آمدند ، به غیر از عده ای
استثناء ، عاشق سادات هستند و به ائمه احترام می گذارند و همین سیادت آنها را به
گرد خان گسترده دین جمع کرده است
اگر دستی به خون آلوده شده ، دست تو و افرادی نزدیک به
تو و کسانی است که سلاح دارند و صلاح می دانند و دروغ می گویند و به سادگی حکم صادر
کرده و این و آن را محکوم می پندارند
خانم رجبی دجال زمان تو هستی اما بر افسادت و محاربه
ات رای نمی دهم زیرا جایگاه قاضی و حاکم از آن من نیست اما بعنوان فردی از آحاد
ملت می گویم که آنچه تو می گویی و نشر می دهی مصداق بارز ،نوعی مفسده کلامی است و
ایجاد بحران و توهین و افترا و صدها عنوان مجرمانه دیگر که می دانم امثال خاتمی و
موسوی تو و امثال تو را که مهره های بی فکر و تهی مغز و مجنون هستید در حد و اندازه
ای نمی دانند که شکایتی طرح کرده و یا گله کنند
لازم است بدانی که اندازه تو و شبیه تو مانند دانه
پوسیده اناری است که در زیر پای خران و باربران مبدل به توشه مورچگان می شود
اگر دمی باشد ، آنهایی هستند که از روی ناچاری ساکتند
و داد نمی زنند ، جواب آن دمها را کدام حاکمی می دهد
دجال حقیقی تو هستی ، و باید دهانت را بست اما دریغ که
دستان من کوتاه است
در ادامه یاده گویی های تکراری و حسد گونه ات نوشته ای
:
فاطمه رجبی هستم، روحانیزادهای دارای فرهنگ روحانی، نه شاهدخت فائزه،
نه شاهدخت فاطمه هاشمی که بنا بر خاطرات هاشمی رفسنجانی، در سالهای بحرانی کشور،
یا در «آبعلی» به تفریح سرگرم، یا به «اسبسواری» مشغول و نه آقازادههای دیگری که
سیسال خوردند و خوابیدند، مدرک رانتی گرفتند، به استادی دانشگاه رسیدند و در آلمان
و... بیدرد و دور از انسانیت لمیدند و امروز سر از فساد موسوی در آورده و به
براندازی همت گماردند.
سیسال است در همه رویاروییها با دشمنان اسلام و انقلاب شرکت دارم، به
همین جهت به صراحت میگویم، بنیصدر به این ننگینی نبود. به بنیصدر رأی ندادم،
همانگونه که به هاشمی در دو دوره رای ندادم و صدالبته به خاتمی رای ندادم. اما در
مبارزات علیه قانونشکنیهای بنیصدر همواره شرکت داشتم. برخلاف آقایان و
آقازادههایی که آن روزها در مجلس، خانه و یا مسافرت سر آسوده بر زمین داشتند و گاه
ایادیشان را به میدان میفرستادند.
در 14اسفند، علیه بنیصدر حاضر بودم. اما امروز در بازخوانی گذشته
میتوانم بگویم: افرادی قدرتطلب، زورگو، خودمحور و خودکامه چون هاشمی، موسوی و
مهاجری، با تحرکات در حزب و روزنامه جمهوری، بنیصدر را به وابستگی به منافقین، هل
دادند. هرگز عضو حزب جمهوری نبودم، زیرا اصولا حزبگرایی را دیکتاتوری قدرتطلبانه
و بنیادی فاسد، دانسته و میدانم.
اما خیلی مسایل دیده و میدانم. با شناخت همین مسایل است، که دیدن
بنیصدر در صف هاشمی برای آینده، در امروز امری عجیب برایم نیست. برای دفاع از
اسلام و انقلاب، مستقل و آگاه مبارزه کردم، همانگونه که امروز در برابر دیکتاتوری
هاشمی و مسایل خانواده او، و محاربه موسوی و آنها ایستادهام. بنیصدر آن گونه که
امروز موسوی محاربه علیه نظام اسلامی را عهدهدار گردیده، وارد میدان نشد، او بسیار
کمتر و رقیقتر از موسوی قانونستیز، دیکتاتور و خودکامه بود، به قانون پشت کرد،
اما با تنبیه امام رویارو شد، دفتر و دستک ایجاد نمود، اما عامل کشتار و آتشزدن و
تخریب شهر نگردید. 14 اسفند یک کودتای ملیگرایانه از نوع امریکایی علیه ملت بود.
سخنرانش بنیصدر و من در آنجا علیه او. دستور حمله به حزبالله را داد. اما در حد
ضرب و شتم و ادب کردن مدافعان نظام اسلامی!!
نه مانند اوباش حامی موسوی قتل و تخریب و به آتشکشیدن. بنیصدر هرگز
مثل موسوی پیشاپیش خیل هواداران راه نیفتاد و همسرش هرگز عهدهدار شورش علیه کشور و
مردم نشد. هر چند هادی غفاری این اصلاحطلب امروز در 25خرداد60، اعلان نمود همسر
بنیصدر را دستگیر کرده است، اما علامتی از شورشگری آن زن منتشر نگردید. درست بر
خلاف زهرا رهنورد که یا در تلویزیون بیبیسی فرمان شورش میدهد و یا در جمع
دانشجویان آشوبهای خیابانی را امر به استمرار میکند و فائزه هاشمی و عفت مرعشی که
سردسته مهاجمین به اموال و جانهای مردم گردیدهاند. بنیصدر با اطلاعیههای پی در
پی سردمدار آدمکشی نشد، و مانند موسوی برای به دست آوردن زورگویانه آرای ناداشته
جنگ راه نیانداخت.
او همسرش را در میان فوج مردان، ابزار رایآوری نکرد، درست بر خلاف
موسوی. بنیصدر شرم و حیا داشت، ادب داشت، و از مافیاگران نبود، و به قانون تمکینی
کمرنگ داشت، شاید اگر آن روز هاشمی، راس همیشه دسیسههای سیاسی و موسوی مسوول سیاسی
حزب جمهوری، و مهاجری دستاندرکاران روزنامه جمهوری، بنیصدر را در تنگنا قرار
نمیدادند، او به منافقین نمیپیوست. چرا که امام با وی مدارای بسیار
نمود.
جنایات آدمکشی آن دوران را منافقین انجام دادند، امروز سازمان نامشروع
مجاهدین که پرونده دخالتشان در انفجار نخستوزیری از منظر شهید لاجوردی همچنان باز
است، و عطریانفر که رفیق و فراریدهنده یکی از آن عناصر است، پشت سر موسوی و مشوق
او هستند. از این رو، مردم برای جان «احمدینژاد» نگرانند.
هاشمی با فرزندان، خویشان و انبار ثروت، پشت سر موسوی، و همین نکته کافی
است تا موسوی را عملا از بنیصدر با کارنامهای نامطلوبتر بنمایاند. بنیصدر
رئیسجمهور قانونی دارای یازده میلیون رای واقعی مردم بود، که حدود پانزده سال بعد،
هاشمی تنها به کسب ده میلیون آن آرا موفق شد. اما موسوی نامزد شکستخوردهای است که
با هزینه سرسامآور تبلیغاتی ساختارشکنیهای سیاسی فرهنگی و اجیرکردن اراذل و اوباش
توانست کمی بیشتر از آرای سیسال پیش بنیصدر را به خود اختصاص دهد. و بالاخره
امریکا و اسرائیل، پشت سر موسوی قرار گرفتهاند و بنیصدر آن دوران حداقل به این
شدت حمایت نمیشد.
موسوی امروز سردمدار معرکهای است، مانند احزاب منافقین، کومله و
دموکرات، والسلام
خانم رجبی
در یک کلام تو را و امثال تو را به یک چیز توصیه می کنم ،آنهم سکوت و
سکون و سر بر چاه کردن است ، زیرا بر این باورم که تاریخ نشان می دهد که چه کسی ،
به چه اندازه به این کشور بد کرد ، بدان که هیچ حاکمی تا ابد بر اریکه قدرت نمی
ماند و پیامبر اسلام نیز به همین روایت عمری ابدی نداشت ، اما یک چیز در یادها و
خاطره ها می ماند
اینکه چه کردی، چه گفتی، چه راهی رفتی ، و مردم از تو چه می گویند ،
البته بنده حقیر تو را در حد و اندازه این گفتگو نمی دانستم ، اما چون دیدم اینبار
پایت را از گلیم پاره درازتر کرده و سادات محترم و شریف و دوست داشتنی و عزیز ملت
را که عمری برای اعتلای ایران کوشیدند مورد هجمه و فحاشی قرار دادی و از حد گذراندی
، تصمیم به پاسخگویی گرفتم
اکنون باید صبر کرد و عواقب گفتمانهایی از نوع تو را سنجید و دید ، باید
نشست و آن لحظات را دید که برخی با اشتباهاتی از نوع تو چگونه به اصل ولایت و
انقلاب صدمه و لطمه وارد آوردند و به قول مولایم علی : تاریخ به همین جهت مهم است
که آنچه برای پیشینیان رخ داده است برای آیندگان می گوید تا ببینند و تجربه دوباره
اشتباه نکنند
من نه در این انتخاب به موسوی رای دادم و نه در انتخابات گذشته به هاشمی
، و تنها به کسی رای دادم که تکلیفم حکم می کرد اما اکنون و با خواندن این جفا
نامه های ننگین و پلید و زشت و استفاده تو از کلمات بسیار دور از انصاف و عدالت و
مسلمانی ، مطمئن و ثابت قدم به سید ایمان آوردم و مطمئن شدم که داشتن دشمنان ابلهی
مانند تو دلیل خوبی و شرافت اوست و مردم نباید او را تنها بگذارند که اگر چنین
کردند ، آنها نیز مانند تو به همان اندازه رذل و پست خواهند بود
سید ی از تبار حسین (ع)
در این دقایق شنیدم که بچه های حزب الله از سایت انصار نیوز اعلام برائت
کرده و در نامه ای نوشتند :
1ـ انصار حزبالله یک تشکیلات ثبت شده قانونی با دبیر کل، روابط عمومی و
ارگان رسانهای مشخص «هفته نامه یالثارات الحسین (ع) و پایگاه اطلاعرسانی به آدرس
www.ansarehezbollah.org» فعالیت دارد. علی هذا تنها کانال قانونی و رسمی اطلاع
رسانی از دیدگاهها و مواضع انصار حزبالله، منحصرا همان مراجع فوق الذکر بوده و
انتساب اخباری غیر مستند و مجهول به این تشکل، جرمی آشکار و قابل پیگرد قانونی
میباشد.
2ـ انتساب خبر مذکور در سایت «انصار نیوز» به انصار حزبالله، کذب
محض بوده و اساسا در منبع مورد استناد آن سایت، هرگز نامی از انصار حزبالله در
میان نبوده است.
این متن مرا قدری آرام کرد که حد اقل حزب الله را کاری با تو نیست 
فاطمه
رجبی
مجرمان و جنایتکاران،
مصونیت چرا؟! یک.
امر مسلم بر ملت آن است که هاشمی رفسنجانی، پس از چند دهه جمع و حفظ
ثروت و قدرت، به قصد انتقام از ملت و احمدینژاد، در چهارسال گذشته، لحظهای درنگ
نداشته است. علاوه بر همه تهدیدسازیها و تخریبگریها ورود فتنهگرانه او در
انتخابات، چنان ویرانگر بود که میتوان سخن مقام معظم رهبری را در مورد او دانست که
واژگان «خائن» یا «غافل» را به کار بردند. کافی است اشاره شود که هاشمی در هفتههای
آخر مانده به انتخابات، بحث «تقلب»، «کمیته صیانت از آرا» و «عدم مشارکت گسترده» را
مطرح کرد. که به گفته او به «حاکمیت اقلیت» منجر میشد. نزدیک به انتخابات بر
هاشمی، مانند ایادی او محرز گردید که بار دیگر خداوند اراده فرموده تا معجزهای
دیگر خلق شود، و بار دیگر مافیای قدرت و ثروت که به نام اسلام، آبروی اسلام و نظام
اسلامی را به معامله گذارده است، رسوا و از صحنه به در شود. از این روی هاشمی به
بهانه اشاره ناچیز احمدینژاد به مفاسد خانوادهاش، دست به نگارش یک ننگیننامه زد.
او غافل از آن بود که در آن نامه، «طرح شوم براندازی پس از انتخابات» را لو داده
است. موضعگیری آگاهانه و شجاعانه آیت الله یزدی پرده از ماجرا برداشت و فتنه آماده
شده در خیمه فتنهگران را افشا کرد.
دو.
به محض اعلان آرای ملت، و پیروزی احمدینژاد با بیش از 5/24 میلیون آرای
پاک و فاطمی، خانواده هاشمی به محاربه با نظام اسلامی برخاسته است. عفت مرعشی در
روز انتخابات وقیحانه سرکردگی جنایات روزهای بعد را عهدهدار شد، و در برابر
دوربینهای خارجی امر کرد: "در صورت پیروزی احمدینژاد، یعنی «راینیاوردن موسوی»
مردم به خیابانها بریزند." تا اینجای قضیه هم هاشمی و هم همسرش دو مجرم اصلی در
طراحی و فرماندهی قتلها و جنایاتی هستند که با اجرای موسوی و خاتمی به انجام
رسید.
سه.
حضور فائزه هاشمی، این دختر مشهور هاشمی همراه با خواهر و برادرانش در
آشوبهای خیابانی امری غیرقابل انکار است. این افراد سردستگی جنایتکاران حامی موسوی
را پذیرفته، بر روی ماشین رفته حضور اوباش در خیابانها را دستور دادند، یعنی دستور
به آدمکشی، دستور به آتشسوزی و دستور به تخریب. یا در میان هواداران موسوی عامل
تحریک و تهییج شدند. لحظاتی کوتاه از تلویزیون جمهوری اسلامی، تصویر فائزه نشان
داده شد که با فرمان آشوب و جنایت روی زنان دربار ننگین پهلوی را سپید میکرد! چرا
که آن زنان فاسد، در طول انقلاب اسلامی اینگونه شخصا برای آدمکشی و آتشسوزی و
ویرانگری، وارد میدان نشدند. اما میتوان رفتار این خاندان را با زنان و مردان
منافق یکسان دید که در عملیات مرصاد یا درگیریهای خیابانی وارد شدند و
...
و مگر نفاق و منافق مهری است که تنها بر پیشانی یک گروه
میخورد؟!
چهار.
دستگیری فائزه هاشمی به همراه دخترش و سه زن دیگر از این خانواده بیانگر
آن است که این خاندان دارای مسائل اقتصادی و سیاسی بیش از آنچه مردم میدانند،
هستند و بیش از آنچه مردم میدانند با اسلام و نظام اسلامی و ملت اسلام، دشمنی
میورزند و بیش از آنچه قابل انتظار بود تشنه خون هستند و دوستدار جنایت. اما چرا
باید تبعیض در این مورد هم مانند سیسال گذشته این خانواده را از اجرای قانون فراری
دهد، یا آنها را مانند گذشته در حصار آهنین مافیایی جای داده، جریتر و گستاختر
بنماید. عدالتی که احمدینژاد برای آن قیام کرده و ملت او را مجری آن میدانند،
اتفاقا به همین تبعیضگرایی تولیدکننده مفسدان سیاسی اقتصادی توجه دارد که سر از
محاربه در آوردند و به عنوان مفسدان فیالارض قد علم کردند.
پنج.
موسوی و خاتمی بیهیچ اغماض محارب و مفسد فیالارض هستند، دستان آنها به
خون دهها بیگناه از مسلمانان آغشته و سینههاشان مملو از خونهایی است که در
محاربه با نظام اسلامی ریختند. ویرانگری و آتشسوزی، در قبال قتلهایی که مستقیما
به گردن آنهاست بیارزش است. با این وجود موسوی و خاتمی مسوول مستقیم آن خسارات
گزاف هستند که در کودتای لجنی و رسوای این پیرمردهای شوم به دولت و ملت وارد
شد.
سبز لجنی موسوی، این ناسید قاتل و جنایتکار، سبزی بود که علیه اهلبیت و
اهل ولایت عَلَم شد و چنانکه شایسته شخصیت موسوی بود، بر دُم گربه و گردن سگهای
حامیانش آویزان. موسوی و خاتمی قطعا باید به مجازات برسند. مجازات دهها قتل، که یک
قتل برای اعدام کافی است. موسوی «دجال» است، و طبق روایت امیرمؤمنان، سبز بر دوش و
سر حامیانش، بر جنگ با امام عصر عجلالله تعالی فرجه الشریف، علامت آشکار
اوست.
اینک احمدینژاد، پرچمدار و منادی و مروج ظهور در یکطرف و موسوی دجال
در روبهروی او. موسوی شکست خورد. شکستی رسوا، اما قانون، نمیتواند و نباید،
آدمکشیهای او را نادیده بگیرد.
اگر چنین باشد، صاحبان «دم» شهدایی که به دست این
جنایتکاران و با اطلاعیههای آنها جان باختند، در برابر مجریان قانون خواهند
ایستادند. |